بهراد بهراد ، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 21 روز سن داره

my dear son

نامه ای به پسرم

1391/12/19 13:25
نویسنده : sonia zahirodini
594 بازدید
اشتراک گذاری
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
امروز یه مطلب جالب رو تو ایمیلهام دیدم گفتم برات بزارم شاید یه روزی به دردت بخوره عسل پسرم

پسر ِخوبم
میدونم که تو هم یه روزی عاشق میشی. میای وایمیستی جلوی من و بابات و از دخترکی میگی که دوسش داری!
... این لحظه اصلا عجیب نیست و تو ناگزیری از عشق....! که تو حاصل عشقی

پســـرم...
مامانت برای تو حرف هایی داره
حرف هایی که به درد روزهای عاشقیت میخوره...
عزیزدلم!
یک وقتهایی زن ِ رابطه بی حوصله و اخموست. روزهایی میرسه که بهونه میگیره.

بدقلقی میکنه و حتی اسمتو صدا میکنه و تو به جای جانم همیشگی میگی: "بله!"

و اون میزنه زیر گریه....
زن ها موجودات عجیبی هستند پسرم...
موجوداتی که میتونی با محبتت آرومشون کنی و یا با بی توجهیت از پا درش بیاری... باید برای اینجور وقتها آماده باشی. بلد باشی. باید یاد بگیری

که نازش را بکشی...
عزیزم. پسر مغرور و دوست داشتنی من!!! ناز کشیدن شاید کار مسخره ای به نظر برسه اما باید یاد بگیری....

زن ها به طرز عجیبی محتاج لحظه هایی هستن که نازشون خریدار داره...
میدونی؟
این ویژگی زنه، گاهی غصه ها مجبورش میکنن به گریه...! خیلی پاپی‌ دلیل گریه ش نشو... همیشه نیازی نیست دنبال دلیل و چرا باشی تا بخوای راه حل نشونش بدی
....

گاهی فقط باید بشنویش. بذاری توی بغلت گریه کنه و بعد فقط دستش را بگیری و ببریش بیرون پیاده روی و بهش بگی که چقدر براش ارزش قائلی!.

ازش تعریف کنی و باهاش حرف بزنی ...یاد بگیر که با مردونگیت غصه هاشو آب کن نه که از غصه آبش کنی......

اگر هم که پای فاصله درمیونه کافی هست نازش کنی .. بهش زنگ بزنی باهاش حرف بزنی... اگر بازم گریه کرد و آروم نشد دلسرد نشو . باز هم صداش کن!!! عاشقانه صداش کن، حتی اگه واقعا خسته ای!!!!

بهت قول میدم درست اون لحظه ای که داری فکر میکنی این صدا کردنا ... فایده ای نداره و نمیخواد حرف بزنه و میخواد تنها باشه. برمیگرده طرفت و توی آغوشت خودشو رها میکنه و...
زن ها هیچ وقت این لحظه ها که پاش وایسادی رو فراموش نمیکنن

و همه انرژی که براش گذاشتی رو بهت برمیگردونن...

پسرم!!!! این روزها که مینویسم هنوز دخترکی هستم پر از آرزو ،

دخترکی که روزی زن میشود. مادر میشود.
مادر تو
 
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مانی محیا
19 اسفند 91 13:47
سلام خیلی جالبه همه مادر پسرها، ازین اتفاق میترسن. ایشاله هر چه خیره براتون پیش بیاد
رها
6 شهریور 92 14:47
خیلی قشنگ بود یه لحظه به احساسات خودم فکر کردم به اینکه همیشه با تمام سیر بودن ها بازم تشنه ام اینکه کاش پسرامون انقدر خوب باشن که احساس و درک کنن و انقدر شانس بیارن که طرف مقابلشون هم با احساس باشه خدا خودش پسرت و از همه بلاهای زمینی و آسمونی و احساسی حفظ کنه
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به my dear son می باشد