مامان در جستجوی مهد کودک
سلام عزیز دلم
مامان می خوام بزارمت مهدکودک که هم مامانی اعظم بتونه به کاراش برسه و استراحت کنه و هم من و بابا هومن هر روز یک مسافرت نریم و برگردیم (از غرب به شرق ـ از شرق به غرب)، شما هم تو ماشین و تو ترافیک خیلی اذیت می شی

پروسه انتخاب مهد خیلی طولانیه مخصوصاً اگر من قرار باشه انتخابش کنم کار خیلی سخت تر می شه چون از نظر من همه چیز تو مهد باید عالی باشه آخه پسر من همه هستیمه و دوست ندارم جایی بره که اذیت بشه
خلاصه اول شروع کردم سرچ کردن تو اینترنت و بعد از پیدا کردن چند تا مهد توی شهرک غرب و ونک، شروع کردم به سرچ کردن نظرات مادرهایی که بچه هاشونو توی اون مهدها گذاشتن و در نتیجه چند تا مهد کاندید شدن، یکی مهستان توی شهرک غرب، یکی پازل توی گاندی و یکی هم امید مادر توی ملاصدرا

خلاصه جونم برات بگه پسرم بعد از این همه اومدن و رفتن هنوز هم نتونستم خودمو راضی کنم که یکیشونو انتخاب کنم و عسل پسرمو بزارم اونجا، می دونم چون هیچ جا مثل خونه مامانی بهت نمیرسن و به دلت راه نمیان و من خیلی استرس دارم که تو اذیت نشی
امیدوارم تو این هفته موفق شم یه جایی رو پیدا کنم که واقعاً با خیال راحت بتونم تورو بزارم اونجا (گرچه هر وقت ازم دوری من آرامش ندارم عشقم)


مامان در جستجوی مهد کودک
