بهراد بهراد ، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 22 روز سن داره

my dear son

پسر طلا

1391/7/24 11:46
نویسنده : sonia zahirodini
452 بازدید
اشتراک گذاری

هستی مامان سلام

آقا بهراد جونم خیلی بزرگ و آقا شدی، خیلی منطقی و حرف گوش کنی

یاد گرفتی دیگه جیشتو میگی، مامان و بابا هم قول دادن اگر جیشتو بگی بهت یه جایزه خوب میدن

 و وقتی دیدم که شما اینقدر آقا و گلی به قولمون عمل کردیم و یه سه چرخه برات خریدیم اومدیم خونه مامانی که سورپرایزت کنیم، تو هم اول به روی خودت نیاوردی که سه چرخه رو دیدی و رفتی سوار ماشینت شدی (آقای مغرور)، بعد دیگه طاقت نیاوردی و رفتی سوارش شدی خیلی ذوق می کردی و من و بابا هم از خوشحالی تو کیف می کردیم.

 

دیگه کم کم هم داری حرف می زنی و منظور خودتو می رسونی، برای مثال خدمتتون عرض کنم که دیشب من و شما و بابا رفتیم کفش بخریم، بابا هومن یه کفش خرید و من هم یه کتونی، (برای شما هفته پیشش کفش خریده بودیم)

امروز که زنگ زدم خونه مامانی ببینم چیکار می کنی ، مامانی گفت که براش تعریف کردی و گفتی:

مامانی تش، اومن تش، من نه ........  یعنی مامان کفش خریده، هومن کفش خریده ولی من نه

بله جونم براتون بگه که هر اتفاقی می افته شما فرداش می ری برای مامانی تعیرف می کنی و کلی خودتو براش لوس می کنی

 

مامانی کار داره می ره دوباره میاد و از شیرین کاری های گل پسرش می گه

فعلاً بابای

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان امیرعلی(پسرک شیطون)
5 مهر 91 9:35
سلام
به پسر زیباتون رای دادم
موفق باشید
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به my dear son می باشد