بهراد بهراد ، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 22 روز سن داره

my dear son

بهراد شیطون

        شیطونک من عاشق به هم ریختن همه چیزه، تمام کابینت ها از دست این شیطونک قفل شده، دائم اسباب بازیهاشو توی خونه پخش و پلا می کنه، تا حالا چند بار گوشی تلفن رو از بالای سرش پرت کرده روی زمین و تکه تکه هاشو مامان و بابا جمع کردن (گوشی بیچاره) ، دائم به همه چیز اشاره می کنه و میگه جیییییز ولی می ره سمتش و برش میداره، ما جرات نداریم جلوی این پسره در یخچال و باز کنیم چون با سرعت نور خودشو می رسونه و باید با گریه و زاری ازش جلوی یخچال دورش کنیم، دیروز هم ایشون وقتی بغل مامانش نشسته بود و مامان حواسش نبوده دستشو زده روی دکمه ضبط تلفن زده و پیامشو با گفتن ابه ببه و یه عالمه واژه های دیگه پر کرده بود وای به ...
6 آذر 1390

عکسهای بهراد جوجو

  این روز دوم از زندگی آقا بهراده، بابا هومن رفته کارای ترخیص از بیمارستان رو بکنه و با هم بیایم خونه     قربونت برم که اینقدر ناز خوابیدی عشق من   اینجا آقا بهراد 20 روزه شده     قربونت برم که هر روز بامزه تر می شی آقا تر می شی گل تر می شی بووووووووس     اینجام بهرادی چهار ماهشه، با مامانی اعظم و عزیز جون بردیمش مشهد     اینجا اولین باری که پسرم داره فرنی می خوره ....  نوش جونت عزیزم     اینجا هم کم کم آقا بهراد داره دندون در میاره و حسابی لثه هاش ...
6 آذر 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به my dear son می باشد